پرسپولیس یکی از دو تیم سقوط‌ کرده را نشان داد

[ad_1]

این نفتی که ما مقابل پرسپولیس دیدیم، نه تنها از لیگ برتر سقوط می‌کند که حتی اگر در لیگ یک هم بازی کند، احتمال سقوط دارد.

به گزارش تهران نیوز ، تیم آقای درخشان حتی ۳ دقیقه هم جلوی پرسپولیس فوتبال بازی نکرد. آن هم در روزی که پرسپولیس خیلی شاداب نبود و مهدی طارمی داشت توپ‌ها را به ساعت ورزشگاه می‌کوبید.
پرسپولیس اگر روز خوبش بود مسلماً زیر ۶، ۷ گل به نفت نمی‌زد اما به هر حال جمعه‌شب همه ایران دیدند که نفت با آن وضعیت مدیریتی و فنی کاندیدای شماره یک سقوط به دسته اول است. ما که هرچه می‌گردیم، تیمی ضعیف‌تر از نفت در لیگ برتر امسال پیدا نمی‌کنیم.

خبرورزشی

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

خبرسازترین نقل و انتقالات جهان فوتبال + عکس

[ad_1]

یوهان کرویف

بازیکن هلندی در سال ۱۹۷۳ آژاکس را ترک کرد و به بارسلونا پیوست. این انتقال برای باشگاه کاتالانی در آن زمان ۶۰ میلیون پسو (۳۶۰ هزار یورو) هزینه برداشت. ۳۶۰ هزار یورو رقم زیادی در آن دوران محسوب می‌شد و تبدیل به گران‌ترین جابه جایی در تاریخ فوتبال شد.

دیگو آرماندو مارادونا

بارسلونا چند سال بعد دوباره فصل نقل‌ و انتقالات را تکان داد. این باشگاه در سال ۱۹۸۲ با مهاجم آرژانتینی قراردادی به ارزش ۱.۲۰۰ میلیون پسو امضا کرد و سپس او را دو سال بعد با قراردادی به ارزش ۱.۱۸۵ میلیون پسو به ناپولی فروخت.

لوییس فیگو

هافبک پرتغالی یکی از جنجالی‌ترین و خبرسازترین انتقال‌های تاریخ فوتبال را به خود اختصاص داد. رئال مادرید در حالی که فیگو در بارسلونا حضور داشت، با او در سال ۲۰۰۰ قرارداد امضا کرد. ارزش آن ۶۰ میلیون یورو بود که در آن سال رقم قابل توجهی به حساب می‌آمد.

زین‌الدین زیدان

در عصر مدرن جهان فوتبال پیوستن هافبک فرانسوی از یوونتوس به مادرید یکی از بمب‌های خبری بود چون تیم ایتالیایی توانست در سال ۲۰۰۱ از این جابه جایی ۷۳ میلیون یورو به دست آورد.

کریستیانو رونالدو

جذب مهاجم پرتغالی برای فلورنتینو پرس یک قرارداد کهکشانی محسوب می‌شد. مادرید برای این انتقال ۹۶ میلیون یورو در سال ۲۰۰۹ هزینه کرد و رونالدو منچستریونایتد را ترک کرد. این جابه جایی سر و صدای زیادی بر پا کرد. باشگاه انگلیسی با پذیرفتن پیشنهاد سفیدپوشان یک رکورد جهانی را به ثبت رساند.

زلاتان ایبراهیموویچ

مهاجم سوئدی با ترک اینتر در سال ۲۰۱۰ برای بارسلونا ۶۹ میلیون یورو هزینه برداشت و آبی اناری‌ها ۲۰ میلیون بیشتر از ساموئل اتوئو برای این انتقال خرج کردند.

گرت بیل

نخستین انتقالی که پیش از ۱۰۰ میلیون هزینه برداشت به مهاجم ولزی اختصاص دارد. فلورنیتیو پرس برای مادرید کهکشانی یک بازیکن به ارزش ۱۰۱ میلیون یورو خرید. این جابه جایی در سال ۲۰۱۳ اتفاق افتاد و تاتنهام سود زیادی از آن کسب کرد.

گونسالو ایگواین

مهاجم آرژانتینی، ناپولی را در سال ۲۰۱۶ ترک کرد و با رقم قابل توجهی به یوونتوس پیوست. این انتقال پس از گرت بیل و کریستیانو رونالدو گرانترین جا به جایی شد. جدایی ایگواین جنجال زیادی به وجود آورد و هواداران تیم ناپولی را به شدت خشمگین کرد.

پل پوگبا

بازیکن فرانسوی سال گذشته یوونتوس را به مقصد منچستریونایتد ترک کرد و قراردادی به ارزش ۱۲۰ میلیون یورو امضا کرد. این جابه جایی گران‌ترین انتقال تاریخ جهان فوتبال شد.

آلوارو موارتا

مهاجم اسپانیایی با جدایی از رئال مادرید گرانترین انتقال یک بازیکن اسپانیایی را رقم زد؛ او با ۸۰ میلیون یورو، توانست از فرناندو تورس که در سال ۲۰۱۱ به لیورپول پیوست پیشی بگیرد. موراتا فصل آینده با پیراهن چلسی بازی خواهد کرد.

[ad_2]

لینک منبع

اولین تمرین سروش رفیعی با تیم الخور قطر + عکس

[ad_1]

سروش رفیعی بازیکن فصل قبل پرسپولیس اولین تمرین خود را با تیم الخور قطر انجام داد.

به گزارش تهران نیوز ، تیم فوتبال الخور قطر امشب (شنبه) تمرینات آماده‌سازی پیش‌فصل جدید لیگ ستارگان را با ملحق‌شدن سروش رفیعی، بازیکن ایرانی، لوسیانو کاستان و طلال القحطانی که دیروز قراردادش را امضا کرده بود ادامه داد.
تیم الخور با حضور ۳ بازیکن جدید در تمرین امشب از جمله سروش رفیعی مهیای سفر به هلند و برپایی اردوی آماده‌سازی خود می‌شود. در این تمرین مقامات ارشد باشگاه الخور نیز حضور داشتند.

اولین تمرین سروش رفیعی با تیم الخور قطر+عکس

اولین تمرین سروش رفیعی با تیم الخور قطر+عکس
۱۱ نیوز

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

رونمایی از پنالتی زن جدید پرسپولیس + تصاویر

[ad_1]

هافبک مهاجم قرمزها موقعیت استفاده از پنالتی را به بهترین شکل تبدیل به گل کرد.

به گزارش تهران نیوز ،۹۰ دقیقه تلاش فرشاد احمدزاده در دیدار برابر نفت تهران با گلزنی او از روی نقطه پنالتی به پایان رسید. احمدزاده که در دیدار برابر نفت تهران یکی از بهترین های پرسپولیس بود، در جریان بازی بارها تلاش کرد تا دروازه نفت تهران را باز کند اما در این موضوع ناکام ماند.

اعلام خطای پنالتی روی سیامک نعمتی اما موقعیت فوق العاده ای را نصیب احمدزاده کرد تا هافبک مهاجم قرمزها دروازه حریف را باز کند. احمدزاده توانست با یک ضربه دقیق بغل پا ضمن فریب دادن فراهانی سومین و آخرین گل بازی را وارد دروازه نفت تهران کند تا پنالتی زن جدید پرسپولیسی ها در اولین پنالتی خود نمره قبولی بگیرد.

 

 

 

عکس از امیرحسین خیرخواه

ورزش۳

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

سورپرایز سوپرجام ایران مقابل پرسپولیس بازی می کند!

[ad_1]

مکانی که بعد از جدایی از پرسپولیس راهی تیم میوندالن نروژ شده بود، در فصل گذشته راهی تیم استرومسگودست شد. او اکنون با توجه به نیاز نفت تهران و درخواست علی کریمی به دنبال فراهم کردن مقدمات بازگشت خود به تهران است

به گزارش تهران نیوز ،  سوشا مکانی که در پایان فصل پانزدهم فوتبال ایران با جدایی از جمع پرسپولیس راهی خارج از کشور شده بود تا فوتبال خود را در اروپا دنبال کند، این روزها در تلاش برای بازگشت به لیگ برتر ایران و تیم سابق خود است.

مکانی که بعد از  جدایی از پرسپولیس راهی تیم میوندالن نروژ شده بود، در فصل گذشته راهی تیم استرومسگودست شد. او اکنون با توجه به نیاز نفت تهران و درخواست علی کریمی به دنبال فراهم کردن مقدمات بازگشت خود به تهران است و در صورت رضایت این باشگاه و تخفیف در خصوص صدور رضایتنامه قادر خواهد بود به تیم سابق خود بازگردد. نفت تهران این هفته در سوپرجام فوتبال ایران باید به مصاف پرسپولیس برود و باید دید مقدمات این انتقال فراهم خواهد شد و بار دیگر سوشا به فوتبال ایران بازخواهد گشت یا خیر.

با این حال اینکه این بازیکن موفق شود تا موعد برگزاری سوپرجام فوتبال ایران که ۴۸ ساعت دیگر به آن باقی مانده خود را در لیست نفتی‌ها حاضر کند بعید به نظر می‌رسد و احتمالا با دریافت فسخ قرارداد و ITC از باشگاهش، مقدمات حضور در نفت تهران به ابتدای لیگ موکول می‌شود.

تابناک ورزشی

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

جزییات زندگی قاتل آتنا / اسماعیل قصد ازدواج مجدد داشت

[ad_1]

دادستان اردبیل اعلام کرده ‌است پرونده قتل آتنا، دختر پارس‌آبادی، به صورت ویژه بررسی می‌شود و جزئیات این قتل و دیگر قتل‌هایی که متهم انجام داده، به مردم اطلاع‌رسانی می‌شود.

به گزارش تهران نیوز ، گفته‌های دادستان در حالی است که رئیس قوه قضائیه در دستوری ویژه به دادگستری اردبیل، مسئولان قضائی اردبیل را موظف کرد که پروندهقتل Murder آتنا را در اسرع وقت و به صورت ویژه رسیدگی کنند. این در حالی است که خانواده اسماعیل، متهم به قتل، نیز اعلام کردند در کنار خانواده آتنا هستند و با آنها همدردی کرده و خواستار مجازات اسماعیل هستند. هرچند شرایط برای این خانواده بسیار سخت است و اخبار رسیده حاکی از آن است که اعضای خانواده اسماعیل وضعیت روانی مناسبی ندارند و دختر و پسر بزرگ اسماعیل شوکه شده و واکنش‌های روانی شدیدی دارند اما برادر اسماعیل به خبرنگار ما گفته‌ بود: مردم باید حساب آنها را از اسماعیل جدا کنند و اشتباه اسماعیل را به پای آنها ننویسند.

اهالی محله قدیمی خانه پدری اسماعیل می‌گویند اعضای خانواده او مردمانی آرام و محترم بودند و بعد از آشکارشدن این قتل‌ها مجبور شدند خانه‌شان را رها کنند و بروند. یکی از همسایه‌ها می‌گوید اولین روزی که مشخص شد اسماعیل قاتل The Murderer است، خانواده‌اش از ترس اینکه به خانه‌شان حمله شود، درها را بسته و هیچ‌کدامشان بیرون نیامدند و حتی چراغ خانه را هم خاموش کردند. در نهایت یکی از همسایه‌ها برایشان نان و مواد غذایی خرید و به آنها داد. فردای آن روز هم مخفیانه شهر را ترک کردند.

وضعیت شهر پارس‌آباد کمی آرام شده و مردم با توجه به دستورات ویژه‌ای که داده شده، احساس امنیت بیشتری می‌کنند اما همچنان به خاطر آتنا ماتم‌زده ‌هستند. پدر و مادر آتنا می‌گویند اهالی شهر آنها را در این مصیبت تنها نگذاشته‌اند و هر روز علاوه بر اقوام و نزدیکان‌شان اهالی شهر هم به دیدن آنها می‌آیند.

مادر آتنا به حدی در این چند روز مویه و گریه کرده‌ است که حنجره‌اش قدرت بیرون‌دادن صدایش را ندارد و با صدایی گرفته و آرام هنگامی که می‌خواهد دختر کوچکش را صدا بزند، ناخودآگاه نام دختر بزرگش‌ آتنا بر زبانش جاری می‌شود. دیگر نای گریه‌کردن هم ندارد. به نقطه‌ای خیره می‌شود، مویه می‌کند و صورتش غرق اشک می‌شود. ضجه‌ می‌زند و به زبان ترکی دخترش آتنا را صدا می‌زند: «آتنا برگرد مگر نگفته بودی برایت تولد بگیرم؛ دختر قشنگم برگرد». ناگهان با دست به سر و صورتش می‌کوبد، زنان سیاه‌پوش دورش جمع می‌شوند تا کمی او را آرام کنند. شهلا، یکی از زنان فامیل، می‌گوید: «پنجم تیر تولدش بود. دو سال نتوانستند برایش تولد بگیرند؛ چون هر سال یکی از اقوام‌شان فوت کرده بود. امسال آتنا به مادرش گفته بود دیگر عزادار کسی نیستیم و از او خواسته بود برایش جشن تولد بگیرند». صدایش به لرزه می‌افتد و صورتش پر از اشک می‌شود. آسنا، خواهر چهارساله آتنا، چند قدم آن طرف‌تر در حال بازی‌کردن است. وقتی بچه‌ها صدای خنده‌شان بلند می‌شود، رو به آنها می‌کند و می‌گوید: «نخندید، مگر نمی‌دانید آتنا مرده است». این را می‌گوید و آرام به بازی خود ادامه می‌دهد.

مادر یکی از دوستان آتنا می‌گوید: «روزی که آتنا گم شد، همسرم همراه با پدر آتنا تا ساعت پنج صبح دنبالش گشتند. زمانی که او را پیدا نکردند، به اداره پلیس Police رفتند و موضوع را به آنها گفتند. پریناز، مادر آتنا، تا لحظه آخر امیدوار بود آتنا برگردد، برای پیدا‌شدنش النگو‌های دختر کوچکش را نذر کرده بود». دخترش را نشان می‌دهد: «همبازی آتنا بود. با هم بزرگ شدند، از آن روز که آتنا گم شده، یکسره از خاطراتی که با هم داشتند، حرف می‌زند. امروز به من می‌گفت مامان راست می‌گویند آتنا چند روز دیگر برمی‌گردد؟». کمی مکث می‌کند و اشک‌هایش را پاک می‌کند. تعدادی از زنان در مجلس ختم درباره مادر اسماعیل حرف می‌زنند: «اسماعیل با این کار خانواده خودش را هم قربانی کرد. مادرش خیلی خانم خوبی است». «آن روز که همه برای پیداشدن آتنا در مسجد دعا می‌کردند، مادر اسماعیل قرآن روی سرش گذاشته بود و دعا می‌کرد هرکسی آتنا را دزدیده، زودتر رازش فاش شود؛ حتی اگر آن شخص از نزدیکان خودش باشد».

خاله بزرگ آتنا سعی می‌کند با دادن چند قرص آرام‌بخش به خواهرش کمی او را آرام کند. بعد از آن به گوشه‌ای می‌رود و گریه می‌کند: «آتنا را خیلی دوست داشتم. او همیشه درباره آینده‌اش با من حرف می‌زد و می‌گفت خاله می‌خواهم درس بخوانم و خانم دکتر بشوم. من از آمپول می‌ترسم، برای همین به مریض‌هایم قرص می‌دهم، نه آمپول».

مربی مهدکودک آتنا کمی آن‌طرف‌تر اشک می‌ریزد و بی‌قراری می‌کند: «آتنا خیلی دختر باهوش و مؤدبی بود. آتنا خیلی بچه معصومی بود. بعد از اتمام دوره پیش‌‌دبستانی در کلاس‌ زبان ثبت‌نام کرد و می‌خواست تابستان زبان بخواند. چند روز بعد از آن عکس آتنا را درحالی‌که زیر آن نوشته شده بود «گمشده» و خانواده‌اش دنبالش می‌گشتند، در فضای مجازی دیدم، با دیدن عکس آتنا شوکه شدم. باورم نمی‌شد. با مادرش تماس گرفتم و متوجه شدم خبر درست است. بعد از آن روز خانواده بچه‌ها با من تماس می‌گرفتند. سراغ آتنا را از من می‌گرفتند. اول فکر کردیم به خاطر طلاهایش او را دزدیده‌اند و امیدوار بودیم پیدا بشود؛ اما تقریبا بعد از ٢٠ روز گفتند به قتل رسیده. اصلا باورم نشد، شوک بزرگی بود. بعد از شنیدن این خبر حالم خیلی بد شد. هرگز فکر نمی‌کردم چنین آدمی در شهر ما و میان ما زندگی می‌کند. چطور آدم می‌تواند این بلا را سر دختر‌بچه‌ای‌ معصوم بیاورد. هر بلایی هم سر قاتل بیاورند، کم است. حالا فقط از خدا می‌خواهم به خانواده‌اش صبر بدهد». از کیف مشکی که کنارش است، تلفن همراهش را بیرون می‌آورد و فیلم روز آخر دوره پیش‌دبستانی آتنا را نشان می‌دهد. «از آن روز فقط فیلم‌ها و نقاشی‌های آتنا را نگاه می‌کنم و گریه می‌کنم».

مغازه دوست پدر آتنا

لباس مشکی به تن دارد در گوشه‌ای از مغازه نشسته و به گوشه‌ای خیره شده است. حتی صدای پای دختربچه کوچکی که با مادرش برای خریدن لباس وارد مغازه شده‌اند‌ هم او را از فکر و خیال بیرون نمی‌کشد. دختربچه بدون اینکه بداند در چند قدمی این مغازه، آتنا مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، لباس صورتی‌رنگی را به مادرش نشان می‌دهد. زمانی که قیمت لباس را از حسن، صاحب مغازه، می‌پرسند از جایش بلند می‌شود. حسن از دوستان قدیمی بهنام پدر آتنا است، او می‌گوید: «مرگ آتنا شوک بزرگی برای ما بود. از روزی که آتنا گم شد، هر روز با بهنام دنبالش می‌گشتیم تا اینکه اسماعیل دستگیر شد. مغازه اسماعیل چند متر با مغازه من فاصله دارد. تقریبا هر روز او را می‌دیدم. همه مغازه‌‌داران این راسته از او شاکی بودند، مرد خوبی نبود. همیشه از میوه‌فروشی که در همسایگی‌اش بود، دزدی theft می‌کرد. بعد از گم‌شدن آتنا چند بار با من حرف زد و گفت آتنا مثل دختر خودم است اگر کمکی از من بر‌می‌آید، بگوید. آن روزها هرگز نمی‌دانستم با قاتل آتنا حرف می‌زنم.

بعد از چند روز یک نفر خودش را حلق‌آویز کرد. اسمش پیام بود. همه فکر کردند کار همان مرد است. مدتی پیش از همسرش جدا شده و معتاد Addicted بود. فکر می‌کنم خودش از این زندگی‌اش خسته شده بود. بعد از دستگیرشدن اسماعیل، دوستانم به من می‌گفتند اسماعیل را همیشه در جمع مردمی که برای پیداکردن آتنا کمک می‌کردند، دیده‌اند و همش آن اطراف پرسه می‌زد و از مردم اطلاعات می‌گرفت. روزی هم که پیام مرد، معتادی که در پارس‌آباد خودکشی کرد، جزء اولین نفرهایی بود که خودش را به آنجا رساند. حتی یکی از دوستانم به من گفت اسماعیل آنجا سعی می‌کرد بگوید پیام بلایی سر آتنا آورده است برای همین خودکشی کرده. بعد از اینکه پیام خودکشی کرد، همه فکر می‌کردند او از سرنوشت آتنا خبر داشته است و به‌ همین ‌خاطر خودش را کشته. زمان گم‌شدن آتنا شایعات زیادی در شهر پیچید، عده‌ای می‌گفتند یک فرد بانه‌ای که پدرش به او بدهکار است، او را دزدیده ‌است. یک عده می‌گفتند داعش ISIS بلایی سرش‌ آورده. حتی تعدادی از مردم شایعه کرده بودند پدرش آتنا را فروخته؛ درحالی‌که بهنام عاشق آتنا بود». آهی می‌کشد و کمی مکث می‌کند: «بعد از اینکه مأموران پلیس دوربین‌های اطراف را بررسی کردند، اسماعیل مظنون اصلی پرونده شناخته شد. به نظر من اسماعیل انسان باهوشی بود و برای قتل‌هایش برنامه‌ریزی می‌کرد؛ به ‌همین ‌خاطر بعد از قتل اول و دوم دستگیر نشد. حتی زمانی هم که در بازداشتگاه بود، به همسرش خبر رسانده بود من مواد مخدر Drugs در پارکینگ دارم تا او جسد را پیدا کند و آن را مخفی کند؛ اما همسرش همه‌چیز را به برادر اسماعیل گفت و آنها هم مأموران را در جریان گذاشتند.

همسایه‌های متهم به قتل از سال‌های آشنایی می‌گویند

پدر، مادر و برادران اسماعیل خانه را ترک کرده‌اند و کسی داخل ساختمان نیست. چند مرد داخل آژانس نشسته‌اند و با یکدیگر درباره اتفاقاتی که در پارس‌آباد افتاده است، حرف می‌زنند. یکی از آنها که لباس مشکی به تن دارد، می‌گوید: «نزدیک ٢٠ سال است که خانواده آنها را می‌شناسم. خودش را خیلی کم می‌دیدم؛ اما خانواده‌اش را خوب می‌شناسم، انسان‌های آبرومندی هستند. شنیده بودم که قبلا می‌خواسته به یک دختر تجاوز Rape کند؛ اما یکی از همسایه‌ها متوجه شد و دختر را از دست اسماعیل نجات داد. برادر کوچکش خیلی مرد خوبی است. پدرشان سال‌هاست در ترمینال پارس‌آباد جارچی است». درحالی‌که به ما چای تعارف می‌کند، ادامه می‌دهد: «یکی از عمو‌هایش را چندین سال قبل اعدام execution کردند. یکی از همسایه‌ها می‌گفت عموی اسماعیل یکی را به قتل رسانده است؛ برای همین هم اعدام شد؛ اما من راست و دروغش را نمی‌دانم. وقتی آتنا گم شد، اصلا فکرش را هم نمی‌کردیم اسماعیل او را دزدیده باشد. هنوز هم باورمان نمی‌شود. آن روزها همه مردم شهر متأسف بودند. برادران اسماعیل هم مثل همه ما ناراحت بودند؛ حتی برادران او هم عکس آتنا را روی پروفایل تلگرام‌شان گذاشته بودند. اصلا قیافه اسماعیل نشان نمی‌داد که قاتل باشد. یکی از برادرانش خیاط است. همیشه او را در محل می‌دیدم؛ اما از آن روز که گفته شد اسماعیل آتنا را به قتل رسانده، دیگر هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش را در محل ندیدیم. آنها همه به خاطر داشتن چنین برادری ناراحت هستند».

کمی آن طرف‌تر از آژانس مرد میان‌سالی با موهای کم‌پشت در محل قدم می‌زند: «از سال ۶٩ اسماعیل و خانواده‌اش را می‌شناسم. اسماعیل خیلی وقت است از این محل رفته. بچگی آرامی داشت زیاد با کسی حرف نمی‌زد، خیلی زود درسش را ول کرد و به کار رنگرزی مشغول شد. در کار خودش خیلی حرفه‌ای بود. حدود ٢٠ سال پیش‌ هم یک بچه را به زور به خانه آورده‌ بود. همسایه‌ها ریختند سرش و نزدیک بود او را بکشند. بعد از آن ماجرا همسر اولش از او طلاق گرفت. آن زمان خانواده شاکی که یک دختر‌بچه کوچک بود، به خاطر آبرویشان شکایت‌شان را ادامه ندادند».

درست نزدیک خانه پدری اسماعیل دختر‌بچه کوچکی وارد سوپرمارکت می‌شود‌. هزار تومانی را که در دستش مچاله کرده است، به دست مرد جوانی که در مغازه کار می‌کند، می‌دهد و از یخچال یک بستنی برمی‌دارد. مرد جوان می‌گوید که او را می‌شناسد: «اسماعیل شخصیت مرموزی داشت. فقط هنگامی که به خانه پدری‌اش می‌آمد، او را می‌دیدم. خانواده‌اش همیشه از این مغازه خرید می‌کردند. مادرش خیلی خانم مؤمن و خوبی است. خیلی از همسایه‌ها اگر بیماری داشتند، به خانه‌ها آنها می‌رفتند تا مادر اسماعیل برایشان دعا بخواند و بهبود پیدا کنند. همه برادرانش را می‌شناسم. یکی از برادرانش دوست صمیمی من است؛ اما از آن روز به بعد کسی از آنها خبر ندارد. هر کسی چیزی می‌گوید. یک عده می‌گویند به تبریز رفته‌اند و یک عده می‌گویند رفته‌اند به اردبیل. اسماعیل چند سابقه کیفری داشت؛ اما زمانی که پلیس او را به خاطر قتل یک زن بازداشت کرده بود، آزادش کردند و دادگاهی نشد. شاید اسماعیل به تعداد بیشتری از زنان و بچه‌ها تجاوز کرده باشد؛ اما قربانیان به خاطر آبروی‌شان شکایت نکرده باشند. زمانی که اسماعیل دستگیر شد، ما فکر می‌کردیم چون مغازه‌اش نزدیک محل کار پدر آتنا بود، به او مشکوک شدند».

خانه و پارکینگ خانه اسماعیل، متهم به قتل دختر هفت‌ساله پارس‌آبادی، پلمب شده است. خانه در شهرک فجر پارس‌آباد است. چند مرد در گوشه‌ای از خیابان ایستاده‌اند. مرد جوانی به آنها سلام می‌کند و وارد جمع‌شان می‌شود. یکی از آنها که خانواده اسماعیل را خوب می‌شناسد، می‌گوید: «١۵ سال است که همسایه اسماعیل هستم. ١٠ سال پیش زمانی که من دبیرستانی بودم، با یک خانم رابطه نامشروع داشته. آن زمان یک سال به زندان Prison رفت. آن زمان هم زن و بچه داشت. شنیدم پدرش گفته بود اگر اسماعیل آزاد بود، ما خودمان اعدامش می‌کردیم. اسماعیل هر روز ساعت ٩ صبح از خانه بیرون می‌رفت و شب دیروقت به خانه برمی‌گشت».

اسماعیل قصد ازدواج مجدد داشت

شش ماه پیش خانمی جوانی که تقریبا ٣٠‌ساله بود، به این محل آمد و درباره اسماعیل تحقیق می‌کرد. آن روز من در حال رفتن به محل کارم بودم که آن زن جوان را دیدم. درباره اسماعیل از من پرسید و گفت مدتی پیش اسماعیل به خواستگاری یکی از زنان فامیل‌شان که در روستایی اطراف پارس‌آباد زندگی می‌کند، رفته است. زمانی که به او گفتم اسماعیل زن و بچه دارد، جا خورد و گفت که اسماعیل به آنها گفته سال‌ها پیش همسرش را طلاق داده است و تنها زندگی می‌کند. در کل آدم خوبی نبود. جدیدا یک فیلم در فضای مجازی پخش شده است که نشان می‌دهد اسماعیل در حال دزدی از مغازه همسایه‌اش است. متأسفانه زمانی که مأموران اسماعیل را بازداشت کردند، از ما که همسایه او هستیم، تحقیق نکردند. من شنیدم به مأموران گفته بود که پارکینگ مال خودش نیست و مأموران آنجا را نگشته بودند. شاید اگر از ما تحقیق می‌شد، می‌توانستیم به آنها کم کنیم تا راز گم‌شدن آتنا زودتر فاش شود».

سری تکان می‌دهد و ادامه می‌دهد: «شب قبل از پیداشدن جسد آتنا، برادر اسماعیل را دیدم، چهره‌اش خیلی وحشت‌زده بود. فکر کنم همان شب جسد آتنا را پیدا کرده بود، برای همین خیلی آشفته به نظر می‌رسید. فقط یک سلام‌وعلیک کردیم و سریع از کنارم رد شد. فردای آن روز ساعت هفت صبح دیدم برادر اسماعیل که مستأجرش بود، همراه زن و بچه‌اش و خانواده اسماعیل از خانه خارج شدند و خانه را ترک کردند. ساعت پنج عصر هم مأموران وارد خانه شدند و جسد آتنا را کشف کردند. آن روز همه مردم شهر به اینجا آمده بودند و فریاد می‌زدند اعدام، ‌اعدام. من شنیدم از زمانی که مشخص شده اسماعیل قاتل آتناست، خانه‌های این محل افت قیمت پیدا کرده‌اند».

مزار آتنا زیر لایه‌ قطوری از گل‌های قرمز، زرد و سفید پنهان شده است. زن میان‌سالی همراه با دختر، داماد و نوه‌اش به مزار آتنا نزدیک می‌شوند. روی زمین زانو می‌زند، اشک از چشم‌هایش جاری می‌شود و زیرلب دعا می‌خواند: «ساکن پارس‌آباد هستم، خانواده آتنا را نمی‌شناسم، اما از آن روزی که شنیدم چه اتفاقی برای آتنا افتاده است، آرام و قرار ندارم، برای همین به اینجا آمده‌ام تا برایش دعا کنم». درحالی‌که اشک گوشه چشمش را پاک می‌کند، ادامه می‌دهد: «وقتی این خبر را شنیدم، بسیار ناراحت شدم و قندم بالا رفت. نتوانستم در خانه بمانم، چادرم را سرم کردم و به خانه آتنا رفتم تا در کنار خانواده‌اش باشم. زمانی که آتنا گم شده بود و همه دنبال او می‌گشتند، من به امامزاده «سیدعلیش» آمدم و نذر کردم که آتنا پیدا شود. هرگز فکر نمی‌کردم یکی از مردم پارس‌آباد بلایی سر آتنا آورده باشد. اسماعیل آبروی شهرمان را برد. سزای او فقط مرگ است. من به‌عنوان یکی از شهروندان این شهر حاضر هستم برای اعدامش کمک کنم، حتی اگر تفاضل دیه بخواهند، من کمک می‌کنم تا قاتل آتنا اعدام شود. اعدام برای این آدم کم است.”

رکنا

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

تمرینات ویژه منصوریان برای مجتبی جباری

[ad_1]

منصوریان با برنامه ریزی دقیق فشار تمرینات جباری را کنترل می کند تا این بازیکن با حداکثر توان بتواند در فصل پیش رو برای استقلال بازی کند.

به گزارش تهران نیوز ، مجتبی جباری امروز تمرینات را پا به پای بازیکنان هم تیمی‌اش آغاز کرد و بدون مشکل در چند آیتم ابتدایی حضور داشت.

جباری امروز در فوتبال ٣ به ٣ تیمش هم نمایش خوبی داشت اما بعد از دقایقی به صورت اختصاصی دور زمین دوید و بعد از آن محل را زودتر از سایر بازیکنان ترک کرد.

منصوریان با برنامه ریزی دقیق فشار تمرینات جباری را کنترل می کند تا این بازیکن با حداکثر توان بتواند در فصل پیش رو برای استقلال بازی کند.

ورزش۳

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

تصاویر پیراهن تیم فوتبال استقلال در فصل هفدهم

[ad_1]

از پیراهن تیم فوتبال استقلال براى فصل هفدهم رونمایى شد.

به گزارش تهران نیوز ،  طبق هماهنگى هاى صورت گرفته از سوى مسئولان استقلال قرار است از پیراهن این تیم براى لیگ هفدهم روز یکشنبه یا دوشنبه هفته آتى رونمایى شود.

 

البته در عکس ذیل نمایى از لباس هاى مختلف آبى پوشان نشان دادن شده است.

به این ترتیب از پیراهن هاى جدید استقلال که در عکس ذیل مشاهده مى کنید به زودى در هفته آینده رونمایى خواهد شد.

افکارنیوز

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

اهتمام مربیان مهدکودک بر ترویج حجاب بین کودکان

[ad_1]

مشاور امور بانوان بهزیستی شهر ری گفت: مربیان باید اثر گزاری مطلوبی بر کودکانی که در مهدکودک‌ها به آنان سپرده می‌شود داشته باشند و تلاش و دقت زیادی در گفتار، رفتار، پوشش و… داشته باشند زیرا بار مسئولیت آن‌ها سنگین است.

به گزارش تهران نیوز ،مهرناز محمدیان مشاور امور بانوان و امور فرهنگی بهزیستی شهرستان ری در گفت‌و‌گو با زنان خبر گفت: ترویج فرهنگ عفاف و حجاب باید برای مدیران و مربیان مهدهای کودک برای تربیت صحیح فرزندان در مهد کوک‌ها انجام شود.

وی با اشاره به اثرات مثبت حجاب در کودکان افزود: با توجه به اهمیت مسئله حجاب و عفاف در مدیران و مربیان مهدها که نقش مهم و تأثیرگذاری در شخصیت و تربیت کودکان دارند، حجاب اثرات مثبتی در شکل‌گیری افکار و رفتار فرزندان خواهد داشت.

مشاور امور بانوان و امور فرهنگی بهزیستی شهرستان ری بیان کرد: در این جلسه مواردی همچون: نهادینه نمودن فرهنگ حجاب، مقابله با جنگ نرم، اهمیت مسائل فرهنگی، دینی و اعتقادی در کودکان، رعایت حجاب و پوشش اسلامی و… پرداخته شد.

وی بابیان اینکه کودکان بیشترین ساعت‌ها را در مهدهای کودک هستند اظهار داشت: کودکان بخصوص کودکانی که مادران شاغل دارند بیشترین وقت خود را در مهدهای کودک سپری می‎‌کنند و آنان از مربیان خود الگو می‌گیرند که در این راستا مربیان با رعایت اصول اسلامی و مذهبی می‌توانند در این تأثیر گزاری نقش مثبتی داشته باشند.

محمدیان خاطرنشان کرد: مربیان باید اثر گزاری مطلوبی بر کودکانی که در مهدکودک‌ها به آنان سپرده می‌شود داشته باشند و تلاش و دقت زیادی در گفتار، رفتار، پوشش و… داشته باشند زیرا بار مسئولیت آن‌ها سنگین است.

 

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع

بانوان ایران در مسابقات آسیایی طلایی شدند

[ad_1]

رییس اداره ورزش و جوانان شهرستان ری گفت: مدال طلای کومیته تیمی مسابقات کاراته قهرمانی آسیا در قزاقستان به تیم ملی بانوان ایران رسید.

به گزارش تهران نیوز ، مجتبی جانعلی معاون مدیرکل و رییس اداره ورزش و جوانان شهرستان ری در گفت‌وگو با زنان خبر از درخشش حمیده عباسعلی در مسابقات آسیایی خبر داد و گفت: حمیده عباسعلی مدال طلای آسیا را در کومیته تیمی بانوان ایران کسب کرد.

وی افزود: کومیته تیمی مسابقات کاراته قهرمانی آسیا در قزاقستان برگزار شد که کومیته تیمی بانوان در فینال به مصاف تیم چین تایپه رفت و با نتیجه ۲ بر صفر به برتری رسید.

جانعلی ادامه داد: در این مسابقه حمیده عباسعلی ورزشکار ارزنده ری با نتیجه ۲ بر صفر و فاطمه چالاکی با نتیجه ۳ بر ۲ به پیروزی رسیدند و مقام طلا را به ملت ایران هدیه دادند.

مدیرکل و رئیس اداره ورزش و جوانان شهرستان ری با اشاره به پتانسیل بالای ورزش شهرری گفت: خوشبختانه شهرری دارای پتانسیل‌های بالایی است که قهرمانان ارزنده‌ای از این مکان باعث افتخار ایران بوده‌اند و در این راستا ورزش بانوان نیز همیشه خوش درخشیده است.

تیم کومیته تیمی بانوان با مربیگری سمانه خوش‌قدم مربی زحمتکش شهرری به این مقام دست‌یافت.

 

انتهای متن/*


[ad_2]

لینک منبع